عسل قشميعسل قشمي، تا این لحظه: 20 سال و 8 ماه و 23 روز سن داره

عسل شمالی

پیش دبستانی در سال 90

بابایی اول صبح وقتی که می خواسته بری مدرسه برای کلاس پیش دبستانیت این عکس رو با موبایلش گرفته بود من برای یادگاری تو وبلاگت اوذاشتم     عسل - مهرماه ٩٠- پیش دبستانی       ...
21 مرداد 1391

سه تایی

( طی مسافرت تابستانی به شمال) طی مراسم آش دوغ خورانی که خاله زهرا توی مسیر امامزاده شفیع شاندرمن ترتیب داده بود ،  دایی و عزیز اینا هم آمده بودند،   مهرزاد هم همراه ما بود اینم عسکهات عماد - عسل - مهرزاد ...
21 مرداد 1391

چتر به دست

بدون شرح ( مسافرت تابستانی به شمال  )     و... دیونه وار دوست دارم ...
21 مرداد 1391

اسب سواری توی ساحل گیسوم

  تابستون - سفر شمال  بابایی تابستون سال گذشته به شوخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بهت گفته بود که تو توی ییلاق دوتا اسب داری ، تو هم باور کرده بودی  و هی می گفتی که من اسب دارم ، تا بالاخره امسال تابستون که امدیم شمال باباییت گفتی که من ببر ییلاق تا اسب هامو ببینم ، بابایی هم هی میپیچوندت یادم میاد یک روز بعداز ظهر که من و عزیز توخونه دراز کشیده بودیم تو از  حیاط آمدی توی حال و گفتی مامان من مگه توی ییلاق دوتا اسب ندارم ،  من گفتم چرا ، گفتی من دیگه با بچه های کوچه بازی نمی کنم ، آخـــــــــــــــــــه بچه ها به من می گن چوگان   من و عزیز تا این کلمه ات را شندیم زدیم زیر خ...
18 مرداد 1391

ویلای ییلاق

ما همراه عموها وعمه ات رفتیم به یک خونه ویلایی توی ییلاقات دوران یه شب و روز موندیم ، خیلی خوش گذشت   تو همراه عمو مسعود در حال رقصیدنید         ...
18 مرداد 1391

گردنه حیران

بابایی جون توی مسافرت سرعین به شما قول داده بود که توی راه برگشتن می برتت تله کابین سوار بشی مژده  مژده  مژده مژده مژده  مژده بابایی به قولش عمل کرد   ************** من و بابایی و تو و حسام و ساجده باهمدیگه سوار تله کابین شدیم  و....       اول ورودی تله کابین یه کارتینگ ماشین سواری داشت ،اینم عکسش از توی تله کابین اینجا بالا کوه (مقصد) بود که منظره خیلی قشنگی داشت همراه با پارک و رستوران ...
17 مرداد 1391

بدون شرح

***** حسام - عماد - عسل ***** شما از این اسبه می ترسید، تا تکون می خوره فرار می کنید     ...
17 مرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عسل شمالی می باشد