پیش دبستانی در سال 90
بابایی اول صبح وقتی که می خواسته بری مدرسه برای کلاس پیش دبستانیت این عکس رو با موبایلش گرفته بود من برای یادگاری تو وبلاگت اوذاشتم عسل - مهرماه ٩٠- پیش دبستانی ...
نویسنده :
MAMI
11:15
سه تایی
( طی مسافرت تابستانی به شمال) طی مراسم آش دوغ خورانی که خاله زهرا توی مسیر امامزاده شفیع شاندرمن ترتیب داده بود ، دایی و عزیز اینا هم آمده بودند، مهرزاد هم همراه ما بود اینم عسکهات عماد - عسل - مهرزاد ...
نویسنده :
MAMI
11:05
چتر به دست
بدون شرح ( مسافرت تابستانی به شمال ) و... دیونه وار دوست دارم ...
نویسنده :
MAMI
10:57
تو عاشقی
اسب سواری توی ساحل گیسوم
تابستون - سفر شمال بابایی تابستون سال گذشته به شوخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی بهت گفته بود که تو توی ییلاق دوتا اسب داری ، تو هم باور کرده بودی و هی می گفتی که من اسب دارم ، تا بالاخره امسال تابستون که امدیم شمال باباییت گفتی که من ببر ییلاق تا اسب هامو ببینم ، بابایی هم هی میپیچوندت یادم میاد یک روز بعداز ظهر که من و عزیز توخونه دراز کشیده بودیم تو از حیاط آمدی توی حال و گفتی مامان من مگه توی ییلاق دوتا اسب ندارم ، من گفتم چرا ، گفتی من دیگه با بچه های کوچه بازی نمی کنم ، آخـــــــــــــــــــه بچه ها به من می گن چوگان من و عزیز تا این کلمه ات را شندیم زدیم زیر خ...
نویسنده :
MAMI
16:17
ویلای ییلاق
ما همراه عموها وعمه ات رفتیم به یک خونه ویلایی توی ییلاقات دوران یه شب و روز موندیم ، خیلی خوش گذشت تو همراه عمو مسعود در حال رقصیدنید ...
نویسنده :
MAMI
16:16
گردنه حیران
بابایی جون توی مسافرت سرعین به شما قول داده بود که توی راه برگشتن می برتت تله کابین سوار بشی مژده مژده مژده مژده مژده مژده بابایی به قولش عمل کرد ************** من و بابایی و تو و حسام و ساجده باهمدیگه سوار تله کابین شدیم و.... اول ورودی تله کابین یه کارتینگ ماشین سواری داشت ،اینم عکسش از توی تله کابین اینجا بالا کوه (مقصد) بود که منظره خیلی قشنگی داشت همراه با پارک و رستوران ...
نویسنده :
MAMI
14:36
بدون شرح
***** حسام - عماد - عسل ***** شما از این اسبه می ترسید، تا تکون می خوره فرار می کنید ...
نویسنده :
MAMI
14:25











