عسل قشميعسل قشمي، تا این لحظه: 20 سال و 8 ماه و 26 روز سن داره

عسل شمالی

خرید مانتوی کلاس اول

از دوستت فاطمه دهقانی که همسایه ما هست شنیده بودی که مانتو خریده ، آمدی به من گفتی و با همدیگه روز شنبه 14 مردادماه صبح اولش آمدی اداره و بعدش رفتیم مانتو فروشی ، خیلی ذوق کرده بودی مانتو سایز 24 را پوشیدی ، دوتا هم مقنعه برات گرفتم  و خیلی خیلی خوشحال شدی بعدش توی اداره هم یک بار مانتو تو پوشیدی آخه خیلی دوست داشتی که هرچه سریعتر به مدرسه بری ...
17 مرداد 1391

بدون عنوان

می بوسمت فرشـــــــــــــــــــــــــته کوچولوی مامان و بابا ...
17 مرداد 1391

آبگرم سرعین

ما امسال تابستون همراه خاله و عزیز اینا رفتیم سرعین اردبیل توی راه یخورده وایستادیم تا چایی بخوریم و بابایت هم قلیون بکشه  ، یه دختچه تمشک روی لبه کوه بود که باباجی ازش تمشک چید و به تو داد خلاصــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه.. بعدش چایی و پفک و چیس خوردیم و بعد راه افتادیم رسیدیم به سرعین ، آدمایی زیادی وایستاده بودن می گفتن ویلا ، خونه داریم بعد از دیدن چند تا هتل آپارتمان یکی را انتخاب کردیم و رفتیم تا وسایلمونو توش بزاریم ، یخورده استراحت کردیم و بچه ها گفتن ما گشنمونه ............... رفتیم بیرون تا شام بخوریم اینم رستوران سنتی بزرگی بود که انتخاب کردیم  و شام تو آ...
17 مرداد 1391

دایی سواری

امسال ، دایی جواد اینا به خونه جدیدشون که تازه خریده بودند رفته بودند ، ما هم رفتیم براشون کادو بردیم ، نهارمونو که خوردیم شما بچه ها شروع به بازی کردن کردید یه خورده هم با هم زدو خورد کردید ، دایی رفتش باشگاه و غروب برگشت و گفت بچه ها بیایید با هم بازی کنیم ، بعدش گفت بیایید سواریتون بدم و تو و حسام و عماد و یگانه جون هم به نوبت سوار شدید ، تو یه لحظه که نوبت حسام بود ، حسام جون از دور یـــــــــــــــــــــــــــــک خیزی ورداشت  و دوید و سوار دایی شد که دایی غافلگیر شد و گفت حسام جان ! انگار داری سوار یه اسب واقعی میشی ، مگه نه ،ما هم خیلی خندیدیم اینم عکس دسته جمعیتون ...
17 مرداد 1391

قصر بازی رشت

یک روز نهار که خونه خاله رفته بودیم بایایت که می خواست بره جواب آزمایشو بگیریه به ما هم گفتم که ما هم باهش بریم ، من آماده شدم اما شما که دلت میخواست با حسام جون بازی کنی گفتی که نمیایی ، من هم گفتم بمون پیش خاله اینا ، من همراه بابات می رم ، اما شما بهانه گرفتی که نباید برییییییی ، بعد بابایی گفتش که می برمت پارک ، بالاخره راضی شدی و  راه افتادیم  .            اولش رفتیم جواب آزمایشهارو گرفتیم، بعدش رفتیم و رفتیم تا آدرس پارک رو پیدا کنیم توی راهمون از کنار پارک قدس رد شدیم بعدش رسیدیم به یه پارک سرپوشیده با حیاطی که خیلی خوشگل گل کاری شده بود   ...
11 مرداد 1391

خواب پله ای

امسال تابستون که به شمال خونه عزیز اینا رفته بودیم ، تو صبحها زودتر از منو و بابات بیدار می شدی و می رفتی توی حیاط دم پله همراه عروسکت می خوابیدی اینم عکسهایی که ازت انداختم                                       ...
11 مرداد 1391

قلعه رودخان

مدتی بود که از اطرافیانمون شنیده بودم که قلعه رودخان خیلی قشنگه ، بخاطر همین موقعه که با خاله زهرا اینا دورهم جمع شده بودیم تصمیم گرفتیم که فردایی صبج زود راه بیفیتم و بریم قلعه روخانو ببینیم ، عزیز جون فسنجون پختش ، راستی چون صبح زود راه افتادیم وقتی به ابتدای قعله رودخان رسیدم اولش بساط صبحانه رو پهن کردیم و حسابی دلی از عذا دراوردیم ، بعدش دیدیم که می گن حسابی باید کوهنوردی و پیاده روی کنیم  ، ابتدای راهمون دیدیم که چند تا فروشند عصای بامبو می فروشن  تو و بابا و عزیز هرکدومتون یه دونه عصا خریدید ، بلاخره همراه عزیز و باباجی و خاله زهرا اینا راه افتادیم که بریم بالا ، می گفتن که برای رسیدن به قلعه باید حدود ١٠٠٠تا پله رو...
11 مرداد 1391

وقفه

دختر گلم ، ما از تاریخ 7 تیر تا 4مرداد به مسافرت رفتم ، واسه همین نتونستم وبلاگ تو بروز کنم ، سعی میکنم تمامی خاطرات این سفرمونو برات بنویسم
11 مرداد 1391

چندساله پیش

موقعی که داشتم توی فایلها لب تاب دنبال عکسات می گشتم ، یکی از عکسهات که وقتی که سه سالت بود را پیدا کردم که همراه پسر و دختر عموت (ساحل و مهرزاد) به یکی از ییلاقات (اسمشو یادم نیست) که روی یکی از قله های کوه با ارتفاع خیلی خیلی بالا بود بطوری که یادم میاد موقعی که خاستیم به این ییلاق بریم جاده اش بحدی سربالایی داشت که چشمامو بستم بود و نزدیک بود از ترس گریه کنم زمان این سفرو یادم اومد  روز جمعه بود چون وقتی که رسیدیم چند تا ماشین رو دیدیم که صندوق رأی گیری همراهشون بود و داشتند از مردم اونجا رای می گرفتند ( دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد) ...
10 مرداد 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عسل شمالی می باشد